تبليغاتX
راه بارون - آقای تنها

راه بارون

یک عمر گریه کردم من پا به پای باران هم با سکوت دریا هم با صدای باران . . .
آقای تنها
 

                  

 

شنبه، يكشنبه تا پنجشنبه، هيچ كس منتظر نيست آقا!

جمعه، آن هم به جز چند تكه، بغض ها منفجر نيست آقا!

 

ندبه هامان براي شما نيست، ندبه ها مال اين مشكلات است

خاطرت جمع باشد كه اينجا، يك نفر منتظر نيست آقا!

 

ابر اين زندگيِ كذايي، آفتاب تو را كرده پنهان

مشكل ماست آقا ببخشيد، غيبتت مستتر نيست آقا!

 

كوچه، بن بست و دودي، خيابان، روي بالاترين برج رفتم

ماه پيدا نشد، شهر خالي ست، عطر تو منتشر نيست آقا!

 

گريه ي فقر را ديد حاجي، خواند، تنها دعاي فرج را

توي ويلا نشسته است راحت، بر ظهورت مصّر نيست آقا!

 

ابن ملجم زياد است اينجا، كاري از دست ما بر نيامد

خود بيا ذوالفقاري بچرخان، جز شما مقتدر نيست آقا!

 

 ح. د :  کاش همه منتظر آقا بودیم  !!!

 درخواست : برای آقا هر شب جمعه دعای فرج بخونیم ( فقط یه دونه ) !!!

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت20:30توسط افسانه |