تبليغاتX
راه بارون - چراغ خونه

راه بارون

یک عمر گریه کردم من پا به پای باران هم با سکوت دریا هم با صدای باران . . .
چراغ خونه
 

سلام !!!!

دوستای خوبم امروز تولدم مامان جونم بود .

میخواستم برا تولدش یه پست خیلی قشنگ آماده کنم .

اما هر چی فکر کردم و هر کار کردم نتونستم یه چیر خوب واسش درست کنم.

هر کاری می کردم اونی نمیشد که من میخواستم !

تصمیم گرفتم . خیلی ساده از اینجام بهش تبریک بگم :

مامان جونم ، عزیز دلم ، عمر من ، عشق من

                    تولدت مبارک

خدا جون !

خودت میدونی دیگه اینجا نگم بهتره !

راستی یادم رفت بگم:

ای همه ی وجود من نبود تو نبودمن !!!

 

                           

 

 

 

+نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت19:0توسط افسانه |