اینجا سخت باران می بارد !

تمام آسمان های این جا گرفته اند و عجیب می بارند !
گمان می کنی از تمام این باران چیزی خواهد رویید ؟
سبز خواهد شد؟؟
عجب راه درازیست از این سر دنیا که باران میبارد
تا آن سر، که کسی خیس نمی شود ....
هنوز پنجره ای را ه این باران را نبسته !
عطر خاصی میدهند ابرهایش...
و هنوز قطره هایش که روی این کاغذها می افتند
صدای عجیبی دارند ...
کاش کمی از جانم با این باران ها می رفت !!!
می رفت تا جایی که روح باد و صحرا
و انسان یکی می شود .
بی طاقت شده ام ...
اینجا نگاه از بی امانی این باران ها خیلی سردش است !!
خیلی زیاد !!!
آتش می خواهد ...
اینجا سخت باران می بارد !!!
+نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت18:0توسط افسانه |


