تبليغاتX
راه بارون - سنگ محک

راه بارون

یک عمر گریه کردم من پا به پای باران هم با سکوت دریا هم با صدای باران . . .
سنگ محک
 

حکایتی که امروز میخوام بگم حکایته مردی که دنبال سنگ محک می گشت.

سنگ محک ، تفاوتش با سنگای دیگه اینه که داغ ...

از نظر ظاهر مثل همه ی سنگای دیگه اس!!!

مرد به دنبال سنگ محک همه جا رو گشت .!!!

کوه ، دشت ، صحرا ، جنگل ، دریا ....

یه روز که خسته از این همه جستجو به کنار دریا رفته بود و فکر میکرد ،

بین سنگای  ساحل به دنبال سنگ محک می گشت ...

سنگ اول ، نه !

سنگ دوم ، نه !

سنگ سوم ، نه !

سنگ چهارم ....

تا اینکه نوبت به سنگ بعدی رسید . مرد سنگ رو برداشت اما از شدت

داغی سنگ رو به درون دریا انداخت ...

بله این همون سنگ محکی بود که مرد سال ها به دنبالش میگشت !!!!

 

فرصت هایی که ما به دنبالشون هستیم  مثل سنگ محک سخت به دست میان

اما خیلی راحت  مثل همون سنگ از دست میرن !!!

 

بیایید بیشتر حواسمون به فرصتایی که به دست میاریم باشه!!

 

                 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت21:0توسط افسانه |